پشتیبانی تلگرام : 09012036363

تاریخ موسیقی آن طوری که باید تدریس شود

8,000 تومان

توضیحات محصول

«تاریخ موسیقی آن طور که باید تدریس شود» کتابی بسیار جذاب با زبانی طنز درباره تاریخ موسیقی از ابتدای پیدایی آن  و برخی از چهره های شاخص دنیای موسیقی است.

«بتهوون بین مردم وین، به عنوان پیانیست برجسته موفقیت بسیار کسب کرد. با این همه رفتار او اصلا مناسب نبود. اشراف وین از او انتظار داشتند که مطیع باشد و موقیعت اجتماعی خودش را بشناسد. بتهوون موقیعت خود را می شناخت. فقط این موقیعت با آنچه آن ها تصور می کردند تطابق نداشت. او یک بار به کارفرمایش شاهزاده لیشنوفسکی گفت: هزاران شاهزاده آمده اند و رفته اند ولی بتهوون فقط یکی است. او هرگاه دلش می خواست می توانست خیلی یکدنده باشد. البته بیشتر اوقات دلش این طور می خواست. وقتی حوصله نداشت هیچ کس نمی توانست او را به پیانو زدن وادارد. حتی اگر کسی مانند کنتس تون در مقابل او زانو می زد و التماس می کرد.»

ما می دانیم خوردن همبرگر و سیب زمینی، با مقداری مخلفات از جمله سالاد فصل و نوشابه برای چیست؟ و یا اینکه بهتر است به جای خوردن همبرگر برای اینکه معده سالم تری برای سال های پیریمان نگه داریم از غذاهای زنده تر و کمتر سرخ شده استفاده کنیم.

ما بسیاری چیزهای دیگر از این دست را می دانیم و دقیقا مفهوم ضرورت این آگاهی ها را در می یابیم و می دانیم هر کدام از این توصیه ها به چه کار می آید و چرا باید پیروی کرد.

اصلا چرا باید غذا خورد. اما راستش را بخواهید ما هیچ نمی دانیم چرا باید موسیقی گوش کرد. یا بد تر از آن چرا باید تاریخ موسیقی و موسیقی دانان را خواند. و نکته مهم تر از آن اینکه اصلا با خواندن صدها کتاب صد منی تاریخ موسیقی نمی توانیم بفهمیم دقیقا موسیقی یعنی چه و چه ضرورتی دارد. این تمام آن چیزی است که این کتاب می خواهد بفهماند.

دیوید باربر معتقد است در تمام حجم بزرگ تاریخ موسیقی شما بسیاری چیزها درباره موسیقی می خوانید که اصلا نمی دانید چرا دارید اینها را می خوانید و در نهایت هم نمی توانید بفهمید تاریخ موسیقی بالاخره چیست؟ شاید فکر کنید دیوید بابر دارد با شما شوخی می کند. راستش همین است. او دراین کتاب همان کاری را می کند که رامسر سلر بر سر تاریخ انگلستان آورد.

« ۱۰۶۶ میلادی و باقی قضایا» کتابی است که سلر درباره تاریخ انگلستان نوشت. در آن زمان جولیوس سزار به خاک بریتانیا قدم رنجه کرد و آنچه دید ساکنانی وسمه بر صورت کشیده، لق و لوق، مفنگی، مردنی و مفلوک. در حالی که رومیان ابر قدرت آن زمان به خاطر تربیت و مدارج دانش و سامانه های عالی شان بسیار والا و معزز به حساب می آمدند. سلر تاریخ انگلستانش را این چنین آغاز کرد و حالا دیوید بابر نیز با پرداخت داستانی خنده آورتر از وی به تاریخ موسیقی می پردازد.

ولی آنچه در این کتاب می خوانید و به آن می خندید حقیقت دارد.

دیوید باربر معتقد است در تمام حجم بزرگ تاریخ موسیقی شما بسیاری چیزها درباره موسیقی می خوانید که اصلا نمی دانید چرا دارید اینها را می خوانید و در نهایت هم نمی توانید بفهمید تاریخ موسیقی بالاخره چیست؟

اگر بابر چیزی درباره موسیقی دانان می گوید مطمئن باشید در دانشنامه بیست جلدی موسیقی گروو هم پیدا نمی شود اما حقیقت دارد. مثل این مورد که پرستش بهار استراوینسکی نخستین بار در سال ۱۹۱۳ در پاریس اجرا شد. می توانید خودتان امتحان کنید.

در مقدمه کتاب آمده است این کتاب را به خاطر حقایقش بخوانید و نه برای فکاهی بودنش. هر چند از هر دو لذت می برید.

دیوید باربر روزنامه نگار، نویسنده، آهنگساز کانادایی و ساکن شهر تورنتو کانادا است. وی تا کنون چندین کتاب به زبان طنز درباره تاریخ موسیقی کلاسیک، اپرا، و باله نوشته است. از کتاب های دیگر وی می توان به « هنگامی که زن چاق آواز می خواند» نام برد. این کتاب خوانندگان بسیاری را به خود جذب کرد و در سراسر دنیا به فروش رسید.

در این کتاب با باخ، بتهوون و باقی بر بچه ها آشنا می شوید. شرح وقایع زندگی آهنگسازان بزرگ به شیوه ای که تا کنون تدریس نشده ارائه می شود. شرح زندگی آنها، شرح روابط خانوادگی آنها، افشای نقطه ضعف هایشان، و آثار خلاقانه شان در این کتاب نوشته شده است.

این کتاب لبریز از اطلاعات است. واقعیت های جالب و تاریخ سرگرم کننده ای که سرگذشت موسیقی را ، آوازهای کلیسایی تا روزگار آشفته امروز پوشش می دهد.

دیوید بابر چیزهایی را می گوید که از کتاب های مدرسه ای کنار گذاشته شده است. زبان طنز و پر شورش خواندن مطالب را بسیار شیرین کرده و فکر می کنم بعد از خواندن این کتاب شما هم با تاریخ موسیقی آشنا شده اید و هم بسیار خندیده اید.

این کتاب توسط مهستی بصیرو زیر نظر تیسافرن میر فخرایی  ترجمه شده است. تیسافرن میرفخرایی در زمینه موسیقی دستی دارد و اساتید ایرانی و کانادایی زیادی را دیده و از آنها درس گرفته از جمله: شریف لطفی، احمد پژمان، استیفن چتمن، دورتی چنگ . برخی از ساخته های وی اعم از موسیقی مجلسی، آوازی و تکنوازی پیانو در کانادا اجرا شده است.

«سال ها تمرین مداوم، حال از پیاده روی های طولانی هم بگذریم، از باخ ارگ نواز خوبی ساخته بود. یک بار در کنسرتی در دربار سلطنتی” کاسل” او قطعه  مفصلی را فقط روی پدال های ارگ نواخت. این باعث شد ولیعهد انگشترش را از انگشت درآورد و به باخ بدهد. چنان که گفته می شده اگر توانایی پاهای باخ به تنهایی متضمن چنین هدیه ارزشمندی بود، فکر کنید اگر دست هایش را نیز به کار می گرفت، شاهزاده به او چه چیزی هدیه می داد»

27-a 27-b 27-c

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

Live Chat